السيد موسى الشبيري الزنجاني
1082
كتاب النكاح ( فارسى )
خوددارى از مباشرت در موضع بدانيم و لااقل قدر متيقن از اعتزال اين است و اگر هم ظهورى در معناى عام داشته باشد ، ظهور بسيار ضعيفى است و خلاف اجماع و تسلّم بودن اين معنى مانند قرينهء متصلهاى است كه معناى كنائى شايع آن را متعين مىكند . بنابراين مىتوان محيض را به معناى مصدرى دانست و چون معناى رائج و متعارف محيض همان معناى مصدرى است و بسيارى از لغويان و مفسّران از جمله طبرى نيز محيض را به معناى مصدرى معنا كردهاند و اين معنا با ديگر موارد كاربرد اين واژه در قرآن كريم هم همسان است ؛ بنابراين بايد گفت معناى محيض ، حيض است نه محل الحيض و اگر هم معناى مصدرى را استظهار نكنيم ، لااقل محتمل است كه معناى مصدرى باشد و ظهورى در معناى « محل الحيض » ندارد ، پس استدلال مرحوم محقق ره تمام نيست . البته از آنجا كه اين احتمال وجود دارد كه مراد از اعتزال ، نهى مطلق مباشرت باشد نه خصوص وقاع در موضع الدم ، مىتوان نتيجه گرفت كه آيهء شريفه از اين جهت اجمال و ابهام دارد و براى جواز وطى در دبر در حال حيض نمىتوانيم به آن استدلال كنيم . ج ) استناد سيد مرتضى ( ره ) براى جواز به « فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ » : مرحوم سيد مرتضى ( قدس سرّه ) در حال حيض ، همهء تمتعات بين سره و ركبه را جايز نمىداند ، ولى براى جواز وطى در دبر ، در غير حالت حيض به آيهء شريفه « أَنَّى شِئْتُمْ » استناد فرموده است . به گفتهء ايشان « أَنَّى » در اينجا يا به معناى « كيف » ، يا به معناى مكان مىباشد . اما نمىتوان آن را به معناى زمان دانست ، زيرا « أَنَّى » هيچگاه به معناى قيد زمان به كار نمىرود ( مرحوم شيخ طوسى ( ره ) نيز اين نكته را پذيرفته است ) . بلكه كلمهاى كه به معناى زمان مىباشد « ايّان » است و واژههاى « انّى » و « اين » هر دو مفهوم مكانى دارند . بنابراين از آيهء شريفه استفاده مىشود كه هر نوع يا از هر